وقف, يكي از اعمال حقوقي است كه به انشاي اراده نياز دارد و به معناي حبس عين مال و تسبيل منافع آن است. اعمال حقوقي به دو دستة عقد و ايقاع تقسيم ميشود، فقها درباره ماهيت حقوقي وقف از حيث عقد يا ايقاع بودن, اختلاف نظر دارند: 1. وقف (عام ـ خاص) با اعلام اراده واقف و بدون نياز به قبول واقع ميشود؛ 2. وقف خاص به قبول نياز دارد, ولي در وقف عام, قبول لازم نيست؛ 3. در وقف عام و خاص, قبول شرط است. قانون مدني ايران مبتني بر نظر سوم است. درباره مالكيت مال موقوفه, برخي فقها واقف را مالك, برخي عين موقوفه را متعلق به موقوفعليه/عليهم و بعضي هم خدا
را مالك مال موقوفه ميدانند. با بررسي ماهيت حقوقي وقف و وضعيت مالكيت مال موقوفه, ملاحظه ميشود كه: 1. وقف, عقد است نه ايقاع؛
2. با تحقق وقف, شخصيت حقوقي جديدي شكل ميگيرد كه مالك مال موقوفه است. به اين ترتيب, حقوق مدني ايران و فقه اماميه به هم نزديكتر ميشوند.


براي وقف، علما و فقها تعاريف گوناگوني نموده اند اما تعريف مشهور وقف عبارت است از «تحبيس الاصل و اطلاقالمنفعه.» بعضي اشخاص، آن را به صدقه جاريه نيز تعريف نموده اند. اما بررسي متونديني و پژوهش در قرآن و سنت نشان مي دهد که مفهوم وقف بسي گسترده تر و فني تر ازآنچه که در تعريف مذکور آمده است مي باشد، زيرا وقف در فرهنگ اسلامي مترادف با کلمهانفاق و صدقه است. انفاق و صدقه به مفهوم عام آن هر نوع هبه، هديه و بخشش را شاملمي شود که به خاطر مصالح خلق خدا اهدا مي گردد. لذا مي توان گفت وقف عبارت است ازهر هديه و تحفه اي که به خاطر مصالح خلق و رضايت خدا اهدا گردد، انفاقي است عاري ازمنت و احساني است خالي از اذيت و به دور از تحقير شخصيت ديگران، تصدقي است دائمي،مستمر و بدون ريا.
براي شناخت عميقتر و دقيقتر جايگاه وقف در فرهنگ اسلامي، چندآيه و روايت از پيامبر اکرم (ص)، فهرست گونه ذکر مي شود؛
-۱ قرآن کريم در مواردمتعددي از انفاق به عنوان جهاد مالي در کنار جهاد جان ياد کرده است؛ مومناني کهبدون عذر از جهاد بازنشسته اند با آنان که با مال و جان خود در راه خدا جهاد
ميکنند برابر نيستند، خدا مجاهدان به مال و جان را بر نشستگان برتري بخشيده است... (نساء95/)
-۲ در بسياري از آيات قرآن کريم به دنبال واژه انفاق، واژه في سبيلالله ذکر گرديده است؛ آنان که مالشان را در راه خدا انفاق کنند و در پي آن منتينگذارند و آزاري نکنند، آنها را پاداش نيکو نزد خدا خواهد بود. (بقره262/)
-۳ درآياتي از قرآن کريم هدف روشن انفاق و گرفتن صدقه، تزکيه نفس و رسيدن به بر و نيکيذکر شده است؛ هرگز به مقام نيکوکاران نخواهيد رسيد، مگر آنکه از آنچه دوست مي داريدانفاق کنيد. (آل عمران92/) شان نزول اين آيه، وقف و صدقه است. با نزول اين آيهکساني چون ابوطلحه انصاري به فکر صدقه دادن و وقف کردن بهترين اموال خودافتادند.
-۴ پيامبر اسلام (ص) فرمودند: بهترين يادگار و ميراثي که انسان از خودبر جاي مي گذارد سه چيز است؛ صدقه جاريه (وقف) که اجرش و مزدش به او مي رسد، دانشيکه پس از او مورد استفاده واقع شود و فرزند شايسته اي که خيري در بر داشتهباشد.
بايد در نظر داشت آيات فوق و حديث مذکور، صرفا جزئي از آنچه در متونتعاليم ديني ما آمده است مي باشند. اين نکته به خوبي روشن است که وقف جايگاه بسيارمهم و ارزنده اي در اسلام دارد. وقف مي تواند به عنوان يک سيستم پويا و بازوينيرومند با ايجاد و حفاظت و بهره برداري مناسب در جهت تحقق عدالت اجتماعي، اقتصاديو فرهنگي به کار آيد و هدف عمده آن نشر فرهنگ وقف، گسترش معنويت، خيرخواهي، غيرخواهي، ايثار و فداکاري است. زيرا گسترش فرهنگ وقف يکي از راهکارهايي است که فقر رادر جامعه اسلامي ريشه کن مي کند. فقر يکي از موثرترين عوامل انحطاط جامعه محسوب ميشود، زيرا فقر، جامعه انساني را به زوال مادي و معنوي سوق مي دهد، زيربناي توحيديجامعه را فلج مي سازد، مانع رشد هماهنگ جامعه مي شود. فقر با ربودن امکانات مادي ورفاهي از قشر وسيع جامعه، زمينه رشد تفکر را نابود مي سازد و نمي گذارد که بسترمناسب براي رشد ارزشهاي الهي و معنوي در جامعه فراهم شود. دقيقا با توجه به تاثيرعميق و گسترده فقر، در فرهنگ ديني مترادف با کفر تلقي شده است. جامعه اي که زيربناياعتقادي در آن با توحيد بنا شده باشد، نمي تواند با کفر بسازد. پس همان گونه کهريشه زدايي کفر از جامعه از اولويت برخوردار است، ريشه کن نمودن فقر نيز از اولويتبرخوردار مي باشد و بر همين اساس است که خداوند، بندگانش را بيش از هر چيز ديگر بهوقف و انفاق فرامي خواند تا پديده فقر را از ميان جامعه اسلامي ريشه کننمايد.
با گسترش فرهنگ وقف يقينا ميزان فقر و محروميت در جامعه کاهش
مييابد، زيرا وقف يکي از راههاي کنترل تراکم ثروت محسوب مي شود که با از بين رفتنتراکم ثروت، سرمايه جامعه در اختيار همگان قرار مي گيرد و با
بهره مند شدنهمگان از امکانات رفاهي و اقتصادي، زمينه تکامل در ابعاد فرهنگي، سياسي و اجتماعينيز فراهم مي شود. توسعه فرهنگ وقف و انفاق موجب ايجاد تعادل اقتصادي و مادي درجامعه مي گردد. با به وجود آمدن اين تعادل، زمينه فعليت پيدا کردن توانمنديها وپتانسيلهاي بالقوه در جامعه به وجود مي آيد. بدين ترتيب، حرکت رو به رشد جامعه درمسير تکامل مادي و معنوي آغاز مي شود. پس، سرنوشت جامعه با دستان توانمند خود جامعهتغيير مي کند. دقيقا به همين لحاظ است که ايجاد نهادهاي خيريه بر مبناي اوقاف وانفاق در جوامع ضروري مي باشد.
از متون اسلامي به خوبي روشن است که اسلام،خواهان زدودن همه جوانب و زواياي فقر در جامعه، و به دنبال رفاه عمومي در حد معقولو مشروع
مي باشد. شهيد صدر در اين باره
مي گويد: مسئوليت دولت و نظاماسلامي به جز تامين نيازهاي حياتي و ضروري افراد، اين است که يک سطح زندگي متناسببا شرايط و مقتضيات روز را براي افراد تضمين نمايد و آنها را به يک حد واحد از رفاهعمومي برساند. وي يکي از ابزارهاي مهم دولت اسلامي را براي تحقق اين هدف، کفالتهمگاني مسلمانان در برابر يکديگر ذکر مي کند.
از اين رو، اولا فقرزدايي تنها درحد قوت لايموت به نيازمندان کفايت
نمي کند و ثانيا مسلمانان در برابر يکديگرمسئولند و کفالت همگاني دارند. کليني در اصول کافي از امام صادق (ع) نقل کرده است؛خداوند براي فقرا در اموال ثروتمندان به قدر کفايت قرار داده است و اگر اين مقدارآنها را کفايت نمي کرد، بيشتر قرار مي داد و اين مشکلات فقرا از ناحيه کساني است کهآنها را ازحقشان باز مي دارند. در حديث ديگري امام صادق(ع) مي فرمايد: خداوند همهنيازهاي فقرا را در نظر گرفته است، از هزينه هاي غذا، پوشاک و ازدواج گرفته تا
هزينه هاي صدقات مستحبي و حتي هزينه انجام حج آنان.
وقف از دو راه مي توانددر اين مورد موثر باشد؛
-۱نفس استقلال و رشد و توسعه اقتصادي مبتني بر موازيناسلامي و شرعي که به طور طبيعي موجب رفاه عمومي، زدودن و دستکم کاهش چشمگير فقر،محروميت و آثار شوم آن در جامعه خواهد شد.
-۲ بخش عمده موارد مصرفي که واقفاندورنگر و نيکوکار در طول تاريخ وقف در نظر گرفته اند، به رفاه عمومي فقرزدايي وعدالت اجتماعي مربوط
مي شود.
اگر نگاهي هر چند گذرا به تاريخ وقف و مضمونوقفنامه ها بيندازيم، به خوبي درمي يابيم که واقفان
خير انديش، تمام زوايا وجوانب نيازها را در نظر گرفته اند، و جهت و سمت اصلي مورد نظر آنان فقرزدايي و درمرحله بعدي تحقق رفاه عمومي در سطح معقول بوده است. يادآوري اين نکته نيز خالي ازفايده نيست که نيازهاي عمومي و خصوصي مردم نسبت به زمانها و مکانهاي مختلف، متفاوتاست. اما در روزگار ما تاسيس و مديريت فضاهاي آموزشي، درماني، مسکن، جاده و... ازاولويت بيشتري برخوردارند. از اين رو از راههاي گوناگون و با آگاهي دادن و تلاش درمعرفي بيشتر وقف و مفهوم آن به عموم مردم، مي توان در جهت اولويتهاي جامعه، کمکشايان و براي وقف، علما و فقها تعاريفگوناگوني نموده اند اما تعريف مشهور وقف عبارت است از «تحبيس الاصل و اطلاقالمنفعه.» بعضي اشخاص، آن را به صدقه جاريه نيز تعريف نموده اند. اما بررسي متونديني و پژوهش در قرآن و سنت نشان مي دهد که مفهوم وقف بسي گسترده تر و فني تر ازآنچه که در تعريف مذکور آمده است مي باشد، زيرا وقف در فرهنگ اسلامي مترادف با کلمهانفاق و صدقه است. انفاق و صدقه به مفهوم عام آن هر نوع هبه، هديه و بخشش را شاملمي شود که به خاطر مصالح خلق خدا اهدا مي گردد. لذا مي توان گفت وقف عبارت است ازهر هديه و تحفه اي که به خاطر مصالح خلق و رضايت خدا اهدا گردد، انفاقي است عاري ازمنت و احساني است خالي از اذيت و به دور از تحقير شخصيت ديگران، تصدقي است دائمي،مستمر و بدون ريا.
براي شناخت عميقتر و دقيقتر جايگاه وقف در فرهنگ اسلامي، چندآيه و روايت از پيامبر اکرم (ص)، فهرست گونه ذکر مي شود؛
-۱ قرآن کريم در مواردمتعددي از انفاق به عنوان جهاد مالي در کنار جهاد جان ياد کرده است؛ مومناني کهبدون عذر از جهاد بازنشسته اند با آنان که با مال و جان خود در راه خدا جهاد
ميکنند برابر نيستند، خدا مجاهدان به مال و جان را بر نشستگان برتري بخشيده است... (نساء95/)
-۲ در بسياري از آيات قرآن کريم به دنبال واژه انفاق، واژه في سبيلالله ذکر گرديده است؛ آنان که مالشان را در راه خدا انفاق کنند و در پي آن منتينگذارند و آزاري نکنند، آنها را پاداش نيکو نزد خدا خواهد بود. (بقره262/)
-۳ درآياتي از قرآن کريم هدف روشن انفاق و گرفتن صدقه، تزکيه نفس و رسيدن به بر و نيکيذکر شده است؛ هرگز به مقام نيکوکاران نخواهيد رسيد، مگر آنکه از آنچه دوست مي داريدانفاق کنيد. (آل عمران92/) شان نزول اين آيه، وقف و صدقه است. با نزول اين آيهکساني چون ابوطلحه انصاري به فکر صدقه دادن و وقف کردن بهترين اموال خودافتادند.
-۴ پيامبر اسلام (ص) فرمودند: بهترين يادگار و ميراثي که انسان از خودبر جاي مي گذارد سه چيز است؛ صدقه جاريه (وقف) که اجرش و مزدش به او مي رسد، دانشيکه پس از او مورد استفاده واقع شود و فرزند شايسته اي که خيري در بر داشتهباشد.
بايد در نظر داشت آيات فوق و حديث مذکور، صرفا جزئي از آنچه در متونتعاليم ديني ما آمده است مي باشند. اين نکته به خوبي روشن است که وقف جايگاه بسيارمهم و ارزنده اي در اسلام دارد. وقف مي تواند به عنوان يک سيستم پويا و بازوينيرومند با ايجاد و حفاظت و بهره برداري مناسب در جهت تحقق عدالت اجتماعي، اقتصاديو فرهنگي به کار آيد و هدف عمده آن نشر فرهنگ وقف، گسترش معنويت، خيرخواهي، غيرخواهي، ايثار و فداکاري است. زيرا گسترش فرهنگ وقف يکي از راهکارهايي است که فقر رادر جامعه اسلامي ريشه کن مي کند. فقر يکي از موثرترين عوامل انحطاط جامعه محسوب ميشود، زيرا فقر، جامعه انساني را به زوال مادي و معنوي سوق مي دهد، زيربناي توحيديجامعه را فلج مي سازد، مانع رشد هماهنگ جامعه مي شود. فقر با ربودن امکانات مادي ورفاهي از قشر وسيع جامعه، زمينه رشد تفکر را نابود مي سازد و نمي گذارد که بسترمناسب براي رشد ارزشهاي الهي و معنوي در جامعه فراهم شود. دقيقا با توجه به تاثيرعميق و گسترده فقر، در فرهنگ ديني مترادف با کفر تلقي شده است. جامعه اي که زيربناياعتقادي در آن با توحيد بنا شده باشد، نمي تواند با کفر بسازد. پس همان گونه کهريشه زدايي کفر از جامعه از اولويت برخوردار است، ريشه کن نمودن فقر نيز از اولويتبرخوردار مي باشد و بر همين اساس است که خداوند، بندگانش را بيش از هر چيز ديگر بهوقف و انفاق فرامي خواند تا پديده فقر را از ميان جامعه اسلامي ريشه کننمايد.
با گسترش فرهنگ وقف يقينا ميزان فقر و محروميت در جامعه کاهش
مييابد، زيرا وقف يکي از راههاي کنترل تراکم ثروت محسوب مي شود که با از بين رفتنتراکم ثروت، سرمايه جامعه در اختيار همگان قرار مي گيرد و با
بهره مند شدنهمگان از امکانات رفاهي و اقتصادي، زمينه تکامل در ابعاد فرهنگي، سياسي و اجتماعينيز فراهم مي شود. توسعه فرهنگ وقف و انفاق موجب ايجاد تعادل اقتصادي و مادي درجامعه مي گردد. با به وجود آمدن اين تعادل، زمينه فعليت پيدا کردن توانمنديها وپتانسيلهاي بالقوه در جامعه به وجود مي آيد. بدين ترتيب، حرکت رو به رشد جامعه درمسير تکامل مادي و معنوي آغاز مي شود. پس، سرنوشت جامعه با دستان توانمند خود جامعهتغيير مي کند. دقيقا به همين لحاظ است که ايجاد نهادهاي خيريه بر مبناي اوقاف وانفاق در جوامع ضروري مي باشد.
از متون اسلامي به خوبي روشن است که اسلام،خواهان زدودن همه جوانب و زواياي فقر در جامعه، و به دنبال رفاه عمومي در حد معقولو مشروع مي باشد .